تبليغاتX
پاتوق 27
پاتوق

 

 

فرزین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 16:46  توسط فرزین  | 
 

 

 

فرزین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 16:39  توسط فرزین  | 
 

بخش مسابقه سيمرغ بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجريكشنبه شب

 

22 بهمن در مراسم پاياني جشنواره در تالار وحدت تهران برگزيدگان خود را

 

شناخت.

برگزيدگان بخش‌‏هاي مختلف جشنواره فيلم فجر به شرح زير اعلام شد:

نامزدهاي بهترين فيلم كوتاه داستاني:

1- فيلم "پشت سرمن" به كارگرداني "كيارش اسدي زاده"

2- فيلم "صفردرجه" به كارگرداني "اميد خوش نظر"

3- فيلم "مترسك" به كارگرداني"شاپور شهبازي"

4- فيلم "وزن بودن" به كارگرداني"حميد بهرامي"

5- فيلم "ويزيت" به كارگرداني "ناصر ناصرپور"

6- فيلم "يك روز زيبا" به كارگرداني "آرشيا شكيبائيان"

هيات داوران در اين بخش يك ديپلم افتخار و يك سيمرغ بلورين اهدا مي‌‏كند.

1- ديپلم افتخار به "ناصر ناصرپور" كارگردان فيلم "ويزيت".

2- سيمرغ بلورين بهترين فيلم كوتاه به "حميد بهرامي" كارگردان فيلم "وزن بودن"

نامزدهاي بهترين چهره پردازي:

1- "علي سام خواه" براي فيلم "روز سوم"

2-" سعيد ملكان" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

3- "مهرداد ميركياني" براي فيلم "خون بازي"

"سيمرغ بلورين" بهترين چهره پردازي به "مهرداد ميركياني" براي فيلم "خون بازي"

نامزدهاي بهترين جلوه‌‏هاي ويژه:

1-" محسن روزبهاني" و" علاء الدين پژهان" براي فيلم "قاعده بازي"

2- "محسن روزبهاني" براي فيلم "روز سوم"

3- "محمد جواد شريفي راد" و" بهنام خاكسار" براي فيلم "اخراجي‌‏ها"

سيمرغ بلورين بهترين جلوه‌‏هاي ويژه به"محسن روزبهاني" و" علاءالدين پژهان" براي فيلم "قاعده

بازي"

نامزدهاي بهترين طراحي صحنه و لباس:

1- "مهرداد زاهديان" براي فيلم "ميناي شهر خاموش"

2- "مجيد ليلاجي" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

3- "احمدرضا معتمدي" براي فيلم "قاعده بازي"

4- "مجيد ميرفخرايي" و" محمدرضا شجاعي" براي فيلم"اخراجي‌‏ها"

5- "محسن نوروزي" براي فيلم "روز سوم"

سيمرغ بلورين به"محسن نوروزي" براي فيلم "روز سوم"

نامزدهاي بهترين صداگذاري:

هيات داوران در بخش بهترين صداگذاري با توجه به محدود بودن آثار برجسته در اين بخش

نامزد معرفي ننمودند و سيمرغ بلورين جايزه بهترين صداگذاري را به" محمدرضا دلپاك" براي

فيلم "قاعده بازي" اهدا كرد.



نامزدهاي بهترين صدابرداري:

1- "حسن زاهدي" و "داريوش صادقپور" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

2- "يدالله نجفي" براي فيلم "خون بازي"

3-"يدالله نجفي" براي فيلم "ميناي شهر خاموش"

4- "بهروز معاونيان" براي فيلم "روز سوم"

سيمرغ بلورين به" حسن زاهدي" و" داريوش صادقپور" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

هيات داوران ضمن تقدير از "علي احمدي" بازيگر فيلم "بچه‌هاي ابدي" و" فاطمه خدادادي" و"

محمد نظري" بازيگران كودك و نوجوان فيلم "قفل ساز" نتايج داوري بازيگران نقش مكمل را با

اعلام نامزدهاي هر بخش به شرح زير اعلام كرد:

نامزدهاي بهترين بازيگر نقش مكمل مرد:

1-"صابر ابر" براي فيلم "ميناي شهر خاموش"

2-"حامد بهداد" براي فيلم "روز سوم"

3-"مهرداد صديقيان" براي فيلم" اتوبوس شب"

4-"جعفر والي" براي فيلم "پاداش سكوت"

5-"افشين هاشمي" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

‌سيمرغ بلورين به" افشين هاشمي" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

نامزدهاي بهترين بازيگر نقش مكمل زن:

1-"پانته‌آ بهرام" براي فيلم" بچه‌هاي ابدي"

2-"بيتا فرهي" براي فيلم "خون بازي"

3-"پريوش نظريه" براي فيلم "پاداش سكوت"

سيمرغ بلورين به "پانته‌آ بهرام" براي فيلم "بچه‌هاي ابدي"

نامزدهاي بهترين موسيقي:

1-"داريوش تقي پور" براي فيلم "ميناي شهر خاموش"

2-"كامبيز روشن‌روان" براي فيلم "بچه‌هاي ابدي"

3-"اردوان كامكار" براي فيلم "سنتوري"

4-"عليرضا كهن ديري" براي فيلم "روز سوم"

هيات داوران در اين بخش يك ديپلم افتخار به "كامبيز روشن‌روان" براي فيلم "بچه‌‌هاي ابدي" اهدا

كرد.


نامزدهاي بهترين تدوين:

1-"بهرام دهقاني" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

2-"محمد علي سجادي" براي فيلم "مخمصه"

3-"سپيده عبدالوهاب" براي فيلم" خون‌بازي"

4-"فرامرز هوتهم" براي فيلم "ميناي شهر خاموش"

هيات داوران در اين بخش دو جايزه اهدا ‌‏كرد:

الف: ديپلم افتخار به "محمدعلي سجادي" براي "مخمصه"

ب: سيمرغ بلورين به "سپيده عبدالوهاب" براي فيلم "خون بازي"

نامزدهاي بهترين فيلمبرداري:

1-"همايون پايور" براي فيلم "تك درخت‌‏ها"

1-"فرج حيدري" براي فيلم "قاعده بازي"

3-"حميد خضوعي ابيانه" براي فيلم "پا برهنه در بهشت"

4-"ابراهيم غفوري" براي فيلم "روز سوم"

5-" محمود كلاري" براي فيلم"خون بازي"

سيمرغ بلورين به" حميد خضوعي ابيانه" براي فيلم "پا برهنه در بهشت"

هيات داوران همچنين سيمرغ بلورين ويژه هنر-تجربه را براي بهترين تجربه هنري در خلق

فضاي هنري مناسب با بهره‌گيري عالمانه از فناوري جديد براي خدمت به سينماي حرفه‌اي

به"محمود كلاري" براي فيلم "خون بازي" اهدا كرد.



نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد:

1-"پوريا پورسرخ" براي فيلم" روز سوم"

2-"سعيد پورصميمي" براي فيلم" تك درخت‌‏ها"

3-"بهرام رادان" براي فيلم" سنتوري"

4-"مسعود رايگان" براي فيلم" سنتوري"

5-"خسرو شكيبايي" براي فيلم" اتوبوس شب"

هيات داوران در اين بخش دو جايزه اهدا كرد: الف: ديپلم افتخار به "خسرو شكيبايي" براي فيلم

"اتوبوس شب"

ب: سيمرغ بلورين به" بهرام رادان" براي فيلم "سنتوري" نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول زن:

1-"رويا تيموريان" براي فيلم" گوشواره"

2-"باران كوثري" براي فيلم" خون بازي"

3-"باران كوثري" براي فيلم "روز سوم"

4-"پريوش نظريه" براي فيلم"تك درخت‌‏ها"

سيمرغ بلورين به " باران كوثري" براي فيلم‌‏هاي "خون بازي" و "روز سوم"

ًهيات داوران در اين بخش با اهداء يك سيمرغ بلورين جايزه ويژه، از حضور ارزشمند "عزت

ا... انتظامي" در فيلم "ميناي شهر خاموش" تقدير كرد.

نامزدهاي بهترين فيلمنامه:

1-"رخشان بني اعتماد" ، " فريد مصطفوي" ، "محسن عبدالوهاب" ، "نغمه ثميني" براي فيلمنامه

"خون بازي"

2-"مهدي سجاده‌‏چي" براي فيلمنامه "روز سوم"

سيمرغ بلورين به فيلمنامه نويسان "خون بازي" ؛ " رخشان بني اعتماد" ، " فريد مصطفوي" ،

"محسن عبدالوهاب" و"نغمه ثميني".

هيات داوران با اين توضيح كه در دو بخش بهترين كارگرداني و بهترين فيلم به لحاظ حفظ

مقررات جشنواره فيلم "خون بازي" را مورد داوري قرار ندادند نتايج اين دو بخش را اعلام مي‌

كند: نامزدهاي بهترين كارگرداني:

1-"كيومرث پوراحمد" براي كارگرداني فيلم "اتوبوس شب"

2-"بهرام توكلي" براي كارگرداني فيلم "پابرهنه در بهشت"

3-"امير شهاب رضويان" براي كارگرداني فيلم "ميناي شهر خاموش"

4-"محمد مهدي عسگرپور" براي كارگرداني فيلم "اقليما"

5-"محمد حسين لطيفي" براي كارگرداني فيلم "روز سوم"

هيات داوران در اين بخش دو سيمرغ بلورين اهدا كرد:

الف: سيمرغ بلورين جايزه ويژه هيات داوران به "محمد حسين لطيفي" براي كارگرداني فيلم

"روز سوم"

ب: سيمرغ بلورين جايزه ويژه هيات داوران به "امير شهاب رضويان" براي كارگرداني فيلم

"ميناي شهر خاموش"

نامزدهاي بهترين فيلم: 1-"اتوبوس شب" به تهيه كنندگي "مهدي همايونفر"

2-"روز سوم" به تهيه كنندگي "عليرضا جلالي"

3-"ميناي شهر خاموش" به تهيه كنندگي "امير شهاب رضويان"

هيات داوران عليرغم وجود برخي شتابزدگي‌ها سيمرغ بلورين بهترين فيلم را به "عليرضا

جلالي" تهيه كننده فيلم "روز سوم" اهدا كرد.

جايزه ويژه سينماي ملي ايران به نگاه ملي:

دبيرخانه جشنواره فجر براي اهداء اين جايزه كه از امسال در ميان جوايز جشنواره پيش‌بيني شده

است نشانه‌هايي از وجود چنين نگاهي را در ميان آثار بخش‌هاي مستند و داستاني جستجو كرد و

نهايتاً در بخش آثار مستند با تقدير از "وحيد موسائيان" به خاطر فيلم "سرزمين گمشده" و

"منوچهر طياب" به خاطر فيلم "درياي پارس" و "محمدرضا اصلاني" براي ساخت فيلم

"خاطرات پيرمرد 75 ساله" و در بخش آثار داستاني با تقدير از "تك درخت‌‏ها" ساخته "سعيد

ابراهيمي فر" و "ميناي شهر خاموش" ساخته "امير شهاب رضويان" و "روز سوم" ساخته "محمد

حسين لطيفي" جايزه ويژه امسال، "سيمرغ طلايي" سينماي ايران براي نگاه ملي را به اثر

ارزشمند فرش ايراني كار گروهي15 تن از كارگردانان برجسته سينماي ايران و به تهيه كننده

اين فيلم "سيد رضا ميركريمي"

هيات داوران در اين خصوصو توضيح داده است: همان طور كه مي‌دانيد فيلم فرش ايراني به

دليل داشتن كارگردانان متعدد و در بخش غير رقابتي سوداي سيمرغ (مسابقه سينماي ايران)

امسال به نمايش در آمد و با استقبال وسيع علاقه‌‏مندان به سينما نيز روبرو شد.



نتايج بخش مسابقه فيلم هاي اول:

سيمرغ بلورين بهترين فيلم اول به "بهرام توكلي" كارگردان فيلم "پابرهنه در بهشت"

ديپلم افتخار فيلم اول به"محمدرضا عرب" كارگردان فيلم "آخرين ملكه زمين"

ديپلم افتخار فيلم اول به "علي وزيريان" كارگردان فيلم "خدا نزديك است"

در اين بخش همچنين ديپلم افتخار دبير جشنواره براي فيلم منتخب اول به "محمدرضا عرب"

براي فيلم "آخرين ملكه زمين" اهدا شد.

نتايج بخش چشم واقعيت:

سيمرغ بلورين ويژه هيات داوران به "محمدرضا اصلاني" براي فيلم "خاطرات يك هفتاد و پنج

ساله"

سيمرغ بلورين بهترين پژوهش به"پيروز كلانتري" براي فيلم "تهران چند درجه ريشتر"

سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني به "مسعود بخشي" براي فيلم "تهران انار ندارد"

دبپلم افتخار بهترين كارگرداني به "مهرداد اسكويي" براي فيلم "روزهاي بي تقويم"

سيمرغ بلورين بهترين فيلم مستند به "وحيد موسائيان" براي فيلم "سرزمين گمشده"

ديپلم افتخار ويژه هيات داوران به "محمود كياني فلاورجاني" براي فيلم "زيستن"

 

فرزین


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 15:53  توسط فرزین  | 
سلام دوستان دوستانی که در این مدت از این بلاگ حمایت کردن

من بعد از یه مدت غیبت طولانی برگشتم

امیدوارم با کارهای جدیدم شما عزیزان راضی بشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/02ساعت 20:51  توسط فرزین  | 
 

نام كامل :CATHERINE ZETA-JONES


تاريخ تولد :
25 سپتامبر 1969-ولز انگليس


شغل : بازيگر


تحصيلات: ديپلم متوسطه


قد : 175 سانتي متر


وزن : 58 كيلو گرم

 

كاترين زتا جونز در 25 سپتامبر 1969 در ولز انگليس به دنيا آمد . وي فعاليت
 
هنري خود را از 14 سالگي آغاز نمود .
 
همسر :MICHAEL DOUGLAS  ، سال ازدواج : 2000.

پسر :
DYLAN DOUGLAS  پنج ساله .

دختر : CARYS ZETA DOUGLAS دوساله .
 
جوايز دريافتي : برنده جــايــزه اسكار بهترين بازيگر نقش مكمل براي ايفاي نقش
 
 در فيلم CHICAGO .
 
 
فيلم شناسي :
 
Rachel's Holiday (2006)

Coming Out (2006)

Smoke & Mirrors (2005)

Legend of Zorro (2005)

(Ocean's Twelve (2004

(The Terminal (2004

(Intolerable Cruelty(2003

(Sinbad: Legend of the Seven Seas (2003

(Chicago (2002

(America's Sweethearts (2001

(Traffic (2000

(High Fidelity (2000

(The Haunting (1999

(Entrapment (movie) (1999

(The Mask of Zorro (1998

(Titanic (1996

(The Phantom (1996

(Blue Juice (1995

Catherine the Great (1995)

The Return of the Native (1994)

(The Cinder Path (1994

(Splitting Heirs (1993

Christopher Columbus: The Discovery (1992)

(Daredevils of the Desert (1992

Out of the Blue (1991)

(The Darling Buds of May (1991

Nights (1990 ) 1001
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فرزین
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/28ساعت 15:17  توسط فرزین  | 

 

نام كامل:MICHAEL SYLVESTER ENZIO STALLONE


اسامي مستعار:SLY-ITALIAN STALLION


قد: 175 سانتي متر.

سيلوستر استالونه در 6 جولاي سال 1946 در نيويورك به دنيا آمد . پدرش فرانك
 
استالونه يك آرايشگر و مادرش ژاكولين لابوفيش يك ستاره شناس بود . نام پدر ناتني
 
اش آنتوني فيليتي است . وي يك برادر دارد كه وي هم بازيگر است و يك خواهر ناتني
 
 به نام توني آن فيليتي .
 
استالونه دانشجوي رشته بازيگري در دانشگاه ميامي بود كه به دلايلي تحصيل را ترك
 
 نمود و ترجيح دا به طور عملي وارد حرفه بازيگري شود . اينك وي نه تنها يك
 
بازيگر بلكه كارگردان فيلم نامه نويس و يك تهيه كننده است .
 
استالونه 2 پسر و 3 دختر 3 تا 30 ساله دارد .
 
وي در اوقات فراغت خود نقاشي رنگ روغن ميكشد.
 
 
وي همراه با آرنولد شواتزنگر صاحب رستوراني بنام PLANET HOLLYWOOD ميباشند.
 
وي از نام كوچك خود بيزار ميباشد.
 
استالونه دوست صميمي جكي چان ميباشد.
 
نخستين فعاليت هنري وي بازي در يك فيلم پرنو در سن 24 سالگي بوده است.
 
وي ايتاليايي تبار ميباشد.
 
استالونه هوادار سينماي هند (باليوود) ميباشد.
 
وي فيلمنامه فيلم راكي را خود در عرض 3 روز نوشت. اين فيلم اسكار را نيز از
 
آن خود كرد.
 
وي سمت چپ پايين صورتش فلج ميباشد. به همين خاطر همواره يك نيشخند در
 
چهره اش نمايان است.
 
استالونه يكي از پر درآمد ترين بازيگران هاليوود ميباشد وي تاكنون بيش از
 
350 ميليون دلار درآمد داشته است
 
 
همسران:
 
1-SASHA CZACK ، شغل: كنترلچي تئاتر، سال ازدواج:1974 ، سال
 
طلاق :1985

2-BRIGITTE NIELSEN ،
سال ازدواج : 1985 ، سال طلاق :
 
1987

3-JENNIFER FLAVIN ، شعل : مدل ، سال ازدواج :1997
 
روابط ديگر:
 
1-ANGIE EVERHART ، مدل ، سال 1995 نامزد بوده اند .

2-JANIC DICKINSON ، مدل .
 
 
جوايز دريافتي : نامزد دريافت اسكار براي فيلم ROCKY .
 
 
فيلمها:
 
Party at Kitty and Stud's (1970)

Lovers and Other Strangers (1970)

Bananas (1971)

Klute (1971)

The Lords of Flatbush (1974)

(No Place to Hide (1975

The Prisoner of Second Avenue (1975)

Capone (1975)

Death Race 2000 (1975)

Farewell, My Lovely (1975)

Cannonball (1976)

Rocky (1976)

(F.I.S.T. (1978

(Paradise Alley (1978

(Rocky II (1979

(Nighthawks (1981

Victory (1981)

Rocky III (1982)

(First Blood (1982

(Staying Alive (1983

(Rhinestone (1984

(Rambo: First Blood Part II (1985

(Rocky IV (1985

(Cobra (1986

(Over the Top (1987

(Rambo III (1988

(Lock Up (1989)

Tango & Cash (1989)

Rocky V (1990)

(Oscar (1991)

Stop! Or My Mom Will Shoot! (1992)

Cliffhanger (1993)

(Demolition Man (1993

A Century of Cinema (1994)

(The Specialist (1994

Your Studio and You (1995)

(Judge Dredd (1995

Assassins (1995)

Daylight (1996)

The Good Life (1997)

Cop Land (1997)

An Alan Smithee Film: Burn Hollywood Burn (1997)

(Antz (1998

(Junket Whore (1998

(Get Carter (2000)

Driven (2001)

(D-Tox (2002

Avenging Angelo (2002)

Taxi 3 (2003)

(Shade (2003

Spy Kids 3-D: Game Over (2003)
 
 
فرزین
 
 
 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/28ساعت 14:59  توسط فرزین  | 

 

خوبی دی جی مريم؟

دی جی مریم: قربونت برم.
 
توی هفته گذشته کلی سوال از طرف بچه ها و طرفدارهات به دست ما رسيده. پدرام
 
از دبی پرسيده "الان در کدام کشور هستيد؟" ميتونی اين رو به ما بگی.
 
من خارج از ايران هستم ...!
 
پرسيدن که بعد از تصميم خارج شدنت از ايران، ميخوای کجا بری؟
 
فعلاً مشخص نيست. اما به احتمالی ميرم آمريکا، لوس آنجلس. چون اونجا ايرانی های
 
بيشتری هستن و می تونم کار موسيقيم رو ادامه بدم.
 
آرمين از مشهد پرسيده " ميخواستم بدونم شايعات مبنی بر دستگيری و زندانی شدن
 
شما درست بوده يا نه؟" اصلاً برامون بگو شايعات چی بوده؟
 
شايعه بود که ناخن دی جی مريم رو کشيدن و زبونشو بريدن! ولی نه، تمامی اينها
 
شايعه بوده و صحت نداره. زندانی و دستگير هم نشدم. تنها بازجويی شدم.
 
مثل اينکه يک مدتی هم توی خونه غير مستقيم حبس بودی، درسته؟
 
بله. اصلاً نمی تونستم بيرون برم و هيچ فعاليتی بکنم. به خاطر همين همش توی خونه
 
بودم. فشارهای عصبی باعث شده بود که گوشه گير بشم.
 
اميد از لندن پرسيده "آيا هنوزهم بر اين باور هستی که تنها برای خانوم ها ميخوانی؟"
 
نه. چون وقتی توی ايران بودم شرايط به اين صورت بود که می تونستم فقط برای
خانم ها کنسرت بزارم. ولی اينجا فرقی نداره و شرايطش فرق ميکنه.
 
از هلسينکی، سهراب پرسيده "آيا هم اکنون شما آلبومی را در دست تهيه داريد؟"
 
بله. يک آلبوم جديد به سبک تکنو دارم که با خودم آوردم.
 
 
پس آهنگ های "مترسک" و "دزد دريايی" هم جزو اين آلبومه، درسته؟
 
بله. اما اون موقع که اين آهنگ ها رو از بی بی سی پخش کردين هنوز ميکس
 
نهايی نشده بود. اين هست که اين آهنگ ها توی آلبوم جديد يک مقداری فرق داره.
 
 
دوست دارم خودت رو معرفی کنی، همون جوری که هميشه خودت رو معرفی می
 
کنی ...
 
من محشر، فرزند زمين، پدرم خورشيد، مادرم زمين، برادرم آتش، خواهرم آب که
 
معروف شدم به دی جی مريم!
 
خوب بهروز از مونترال حرص ميخوره و ميپرسه "لطفاً بفرمايد منظور شما از
 
اينکه ميگيد من دختر زمين هستم پدرم خورشيد مادرم باد ...چيست؟"
 
پدر من يک فرهنگخانه توی ايران داره و کارهای فرهنگی ميکنه. پردم به مدت نه
 
سال روی يک پروژه مطالعاتی درباره ايران و فرهنگ ايرانی کار کرد و درباره
 
همين موضوع، کتابی با عنوان "پدرم خورشيد، مادرم زمين، برادرم آتش،
 
خواهرم آب" نوشته. من هم از کوچکی به اين جمله علاقه داشتم و خودم رو
 
اينجوری معرفی می کنم.
 
تو خودت اين چيزهای فلسفی رو باور داری؟
 
پدرم هر چيزی بگه من قبول دارم!
 
به به، اين که شد مرد سالاری!!!
 
نه! چون پدرم رو خيلی دوست دارم و حرفهايی که ميزنه برام خيلی اهميت داره!
 
يعنی اگر بگه ديگه تلفن استفاده نکن، ديگه استفاده نميکنی؟
 
نه ديگه! اين رو استفاده می کنم! ( با خنده )
 
 
 
راستی جريان تيپ "مو محشری" چيه؟ چون الان می بينم که موهات رو دم
 
خرگوشی بستی و کلی هم روبان رنگی زدی به دو طرف موهات.
 
من توی کنسرت هام به خاطر ريتم موزيک هام که جوون پسنده، يک تيپ
 
نوجوانی می زدم که به مو محشری معروف شد. بعد آخر کنسرت هام، اين روبان
 
ها رو به عنوان يادگاری پرت می کردم به طرف جمعيت.
 
آيا قراره خارج از ايران کنسرت بدی؟
 
بله. خيلی دوست دارم کنسرت اجرا کنم.
 
حالا صميم از تهران پرسيده "با چه لباسی روی صحنه خوهی آمد؟ حجاب يا
 
لباس ..."
 
فکر کنم با حجاب ... البته همه چی بستگی به شرايط داره.
 
پرسيدن که چه سبک موسيقی رو دوست داری؟
 
من تکنو و ترنس رو خيلی دوست دارم.
 
 
و اينکه آيا تحصيلات در زمينه موسيقی داری؟
 
من و برادرم دو قلو هستيم. وقتی کوچک بوديم خيلی با هم جنگ و دعوا می کرديم
 
و من هم خيلی جيغ می زدم! به قول بابام جيغ های بنفش. بابام می گفت مگه
 
ميشه جيغ يک نفر انقدر بلند باشه! به خاطر همين من رو فرستاد کلاس های
 
موسيقی و آواز. سازهای مختلفی رو ياد گرفتم و کلاس آواز رفتم. حتی اپرا ياد
 
گرفتم و اون رو علمی دنبال کردم.
 
مثل اينکه بابا خيلی هم در اينباره سختگيری ميکرده؟
 
درسته. خيلی سخت می گرفت. وقتی از سر کار به خونه می اومد، حالم رو نمی
 
پرسيد، در عوض می پرسيد امروز چند ساعت تمرين کردی؟! اگر يک روز تمرين
 
نمی کردم باهام حرف نميزد!
 
حفيظ از هلند ميپرسه "نام دی جی مريم را خودتون انتخاب کرديد يا مردم. اگر
 
مردم، شما اين نام را قبول داريد؟"
 
وقتی سی دی اول من دزديده و پخش شد، اسم من رو نمی دونستند و هر کسی يک
 
اسمی می گفت ... مريم رها، مريم دی جی و يا دی جی مريم.
 
حالا چرا "مريم"؟
 
نميدونم. شاد خواست خدا بوده، چون اسم "مريم" مقدسته.
 
 
پرسيدن که الان که از ايران خارج شدی، پشيمونی، خوشحالی يا اصلاً درباره
 
تصميمی که گرفتی چه احساسی داری؟
 
خيلی دلم برای ايران تنگ شده .... خيلی زياد. پشيمونی هم سودی نداره، چون اين
 
به خواست من نبوده ... من فقط می خواستم که بخونم!
 
دوباره درباره آلبوم های جديدت پرسيدن، مثل اينکه دو تا آلبوم آماده داری،
 
درسته؟
 
بله. اسم آلبوم جديدتره "من محشرم" هست. انقدر به من گفتن "دی جی مريم"
 
که من هم يک آهنگ خوندم که توش ميگم "من محشرم". اين آهنگ بر عکس
 
همه آهنگ های تکنوی توی آلبوم، ريتم شش و هشت داره که جوابی هست به
 
آهنگ معروف "تو محشری" ...
 
 
اسم آهنگ های ديگه آلبومت رو برامون ميگی؟
 
"مترسک"، "دزد دريايی"، "من محشرم"، "سلام"، "خليج" و "اين
 
شوشيناک"
 
 
"اين شوشيناک" يعنی چی؟
 
يک اسم قديمی برای دختر شاه پريونه.
 
فريدون از هرات پرسيده "آيا شما ازدواج کرديد. اگر بله با کی؟"
 
نه. من ازدواج نکردم!
 
هوشنگ از بيروت پرسيده "کدام انگيزه باعث شد تا خودکشی کنی؟"
 
فشارهای عصبی زيادی روم بود. توی اون سنی که بودم، خيلی برام سخت بود که
 
در زمان پيشرفتم، جلوم بسته بشه و سدی قرار بگيره که نتونم هيچ فعاليتی انجام
 
بدم. بازجويی هايی که شدم و اينکه مردم از من توقع داشتن و من نمی تونستم
 
هيچ فعاليتی بکنم. نمی تونستم با آرامش زندگی بکنم. همه اينها دست به دست هم
 
داد که يه مدت زمان کمی از زندگيم خل وضع بشم! ( با خنده )
 
پرسيدن ارتباط ايميلی ميتونن باهات داشته باشن؟
 
فعلاً نه.
 
اسم يکی از آهنگ هات "لحظه کبوتر" هست، جريان اسمش چيه؟
 
کبوتر رو از قديم در زمان آزادی نشون می دادند. مثلاً کسی اگر از زندان آزاد می
 
شد، کبوتر رو نشون می دادند به خاطر همين ميگن "لحظه آزادی" ... "لحظه
 
کبوتر"

 
شهرتت توی ايران جالبه. مثل اينکه همين شهرت باعث يک اتفاق جالب شده،
 
برامون تعريف می کنی؟
 
نمايشگاه دعوت شده بودم. از در که رفتم تو، يکی از خبرنگارها من رو شناخت.
 
از اون به بعد هر چی آدم و خبرنگار بود، دور من جمع شده بودن و عکس و
 
مصاحبه می گرفتن. همين طور که داشتيم توی سالن ها راه می رفتيم، يکی از
 
شخصيت های سياسی و همراهانشون هم در حال قدم زدن بودن. من که از کنار اين
 
شخصيت رد شدم، طرفدارها و خبرنگارهای دور اون آقا هم به من محلق شدن!
 
مثل اينکه توی ايران کنسرت هم دادی! من فکر می کردم اجازه هيچ کاری رو
 
نداشتی!
 
کنسرت رو قبل از مخالفت با من گذاشتم. کنسرتی بود برای خيريه و به نفع ايتام.
 
يک کنسرت ديگه ای هم بود برای انتخابات رياست جمهوری که بايد انجام می
 
دادم.
 
يعنی مجبورت کرده بودن؟
 
يه جورايی.
 
چند نفر توی اين کنسرت بودن؟
 
تقريباً ۷۰۰۰ نفر که در رشت برگزار شد.
 
این کنسرت فقط برای خانم ها بود؟
 
بله.
 
 
هنوز هم ميخوای توی آهنگ هات از شگردهای صوتی ( افکت ) استفاده کنی؟
 
دوست دارم هر آلبومم يک جور باشه. مثلاً اگر توی اين آلبومی که دارم از افکت
 
زياد استفاده کردم، ممکنه در آلبوم بعديم اصلاً از افکت استفاده نکنم. اين بستگی
 
به سليقه خودم داره.
 
آيا جايی هست که بشه سی دی تو رو خريد؟
 
سی دی من هنوز منتشر نشده. اما به زودی مشخص ميشه.

 
يکی از خواننده های ما، سهيل پرسيده "من از علاقمندان صدای شما هستم، اما
 
شما در مصاحبه هاتون حرف های عجيبی می زنين، مثلاً خودکشی، يا اينکه
 
دوست ندارين مرد ها صدای شما رو بشنون و ..." ميشه برای ما واقعيت رو
 
توضيح بدی؟
 
واقعيتش اينه که من توی شرايطی هستم که متناسب با اون شرايط بايد حرف
 
بزنم. انقدر تحت فشار هستم که خودم بعضی مواقع قاطی می کنم که چجوری دارم
 
حرف می زنم. اميدوارم ناراحت نشين و بدونين که آدم دروغ گويی نيستم. تا
 
اونجايی که بتونم واضح صحبت می کنم، ولی دروغ نميگم.
 
يکی پرسيده "مشکلات شما توی خونه چی بوده و اينکه آيا با رضايت پدر و
 
مادرم اومدی خارج از کشور؟"
 
توی خونه مشکلی نداشتم. بله. با رضايت پدر و مادرم اومدم بيرون.
 
يک نفر از افغانستان پرسيده "به نظر مريم خانم آيا موفقيت خودشون در خارج از
 
کشور رو حس می کنند؟ منظورم کشورهای اروپايی و آمريکاييه ..."
 
سختی هايی که توی ايران کشيدم با مشکلات و سختی هايی که خواننده های اينور
 
دنيا دارن فرق می کنه. به نظر خودم فکر می کنم می تونم از عهده اين مشکلات بر
 
بيام. نه فقط به خودم، بلکه به يک ملت قول دادم که تمام تلاشم رو بکنم که بتونم
 
زحماتشون رو جبران کنم. هيچ وقت فکر نمی کردم با يک کاست، يک شبه ره صد
 
ساله برم. همه اينها لطف مردم بود. دوست دارم به دنيا بگم جوونهای توی ايران
 
هم می تونند يک کارهايی انجام بدم و فقط اروپايی و آمريکايی ها نيستن که
 
ميتونند پيشرفت کنند.
 
 
هنوز برای ما اين موضوع مبهمه که خيلی ها ميگن اين يواشکی خودش آهنگ
 
هاش رو بيرون داد که معروف بشه، و حالا ميگه نه، دزديدن! آخه مگه ميشه؟
 
اتفاقاً سوال خوبی کردين. توی دنيا يک خواننده به دو دليل آلبوم موسيقی بيرون
 
ميده. يکی اينکه ثروتمند بشه ، دوم اينکه مشهور بشه. من با اون کاست نه ثروت
 
پيدا کردم و نه مشهور شدم.
 
مشهور شدی که !!!
 
اون موقع مشهور نشدم! من وقتی با شما مصاحبه کردم مشهور شدم! روی هر
 
کاست و يا سی دی، بايد عکس خواننده، اسم اون، اسم شاعر و نوازنده و ...
 
باشه. روی اين کاست هايی که در بازار بود هيچ اسم يا عکسی نبود! من برای
 
اينکه از خودم دفاع کنم و بگم که اين شايعاتی که مردم ميگن صحت نداره، با شما
 
مصاحبه کردم و اين موضوع من رو مشهور کرد.
 
تو يک دوران سکوت هم داشتی. يادمه حتی نميشد باهات تماس گرفت!
 
درسته، من حق مصاحبه با هيچ کسی رو نداشتم.
 
در ضمن ميخوام اينجا يک سوء تفاهمی رو حل کنی. به من گفتی اسم اون آهنگی
 
که توش ميگی يه يه يه، "دختر شاه پريون" هست! من چند تا ايميل دريافت کردم
 
که اگه اين اسمشه، پس چرا توی آهنگ اسمی از دختر شاه پريون برده نميشه؟
 
چون اسم کليپ اين آهنگ "دختر شاه پريون" بود. البته اسم اصلی اين شعر
 
"رنگی ندارد" بود. اما مردم اون رو "يه يه يه" صدا می زدن.
 
وقتی به طرفدارهات امضاء ميدی، چی می نويسی؟
 
محشر، کليد سل ( يکی از علامتهای موسيقی )، بالاش هم می نويسم "يه يه يه
 
يه"
 
دی جی مريم، مريم دی جی، محشر، يه يه يه، خيلی ممنون که با ما بودی.
 
بخش اول را میتونید اینجا بشنوید
 
بخش دوم مصاحبه رو اینجا بشنوید
 
فرزین
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/02/03ساعت 22:40  توسط فرزین  | 

 

نيكي كرنيكي كريمي متولد 1350

 

زماني كه در فيلم « وسوسه » (جمشيد حيدري، 1367) در كنار رضا

رويگري، بازيگر خوش صدا و مطرح آن سالها بازي مي كرد، هيچگاه

نمي توانست فكر كند كه ده سال بعد، از او به عنوان ستاره قدرتمند

سينماي ايران نام برده خواهد شد. حتي زيبايي چهره اش در اولين

فيلمش هم هيچگاه به چشم نيامد. دو سال بعد، جمشيد گرگين - دوست

خانوادگي شان - او را به بهروز افخمي براي بازي در فيلم « عروس »

معرفي كرد. بهروز افخمي در اولين فيلم سينمايي اش چهره اي جذاب و

بسيار زيبا از كريمي خلق كرد تا « عروس » پرفروشترين فيلم سال

1370 شود و نيكي كريمي و ابوالفضل پورعرب شدند اولين

سوپراستارهاي سينماي پس از انقلاب سينماي ايران. پس از فيلم «

عروس » راه نيكي كريمي و ابوالفضل پورعرب جدا شد. پورعرب وارد

سينماي تجاري آن سالها شد و نيكي كريمي با كمي صبر و با كمي

احتياط، از ميان پيشنهادها، بازي در نقش دوم فيلم مسعود كيميايي - «

ردپاي گرگ » - را در زمستان سال 1370 قبول كرد. بازي در فيلمي از

مسعود كيميايي آرزوي هر بازيگري است. حتي اگر نقش دوم يا سوم

باشد. پس از كيميايي، نوبت داريوش مهرجويي بود تا به توانايي هاي

كريمي ايمان پيدا كند.

 

بازي كريمي در فيلم « سارا » (1371) در جشنواره يازدهم فيلم فجر

سر و صداي بسياري به پا كرد. و دومين نامزدي بهترين بازيگر نقش

اول - پس از فيلم « عروس » - را براي كريمي به ارمغان آورد . او در

چهل و يكمين جشنواره سن سباستين (اسپانيا، 1992) براي بازي در

سارا جايزه بهترين بازيگر زن را بطور مشترك دريافت كرد و در همين

سال براي همين فيلم (باز هم بطور مشترك) از جشنواره سه قاره نانت

فرانسه جايزه گرفت. دو سال بعد بازي او در فيلم « پري » به اعتقاد

اكثريت قريب به اتفاق منتقدان شايسته سيمرغ بلورين بود. دو همكاري

مشترك با ابراهيم حاتمي كيا: « بوي پيرهن يوسف » و « برج مينو »

و بازي در فيلم / مجموعه « سايه به سايه » (علي ژكان) - تنها

مجموعه اي كه با بازي نيكي كريمي از تلويزيون پخش شد - در سال

1374 شايد كارنامه بازيگري كريمي را پربار نكرد، اما او فرصت پيدا

كرد تا با كارگردانهاي ديگري كار كند. سر و صداي تبليغاتي قبل از

شروع فيلمبرداري فيلم « رواني » با بازي سه بازيگر پرقدرت آن

سالها: نيكي كريمي، پرويز پرستويي و خسرو شكيبايي باعث شد تا

سعي و تلاش بيش از حد نيكي كريمي در فيلم بسيار ضعيف « رواني »

به چشم نيايد. و بدبياري كريمي آغاز شود. ضعف پرداخت شخصيت

نقش او در فيلم قابل قبول و تحسين برانگيز « جهان پهلوان تختي »

نيكي كريمي را در ركود و دوران افت نگه داشت. سال 77 وقتي

پيشنهاد بازي در فيلم « دوزن » از طرف تهمينه ميلاني به او داده شد

فكرش را نمي كرد كه آنقدر خوب و مسلط بازي كند تا باز هم سيمرغ

جشنواره براي چهارمين بار از كفش برود. آن هم توسط بازيگري

خوش چهره و جذاب كه دو سال بود وارد سينما شده بود: هديه تهراني

( Hedieh tehrani). يك رقيب جدي و خطرناك. با اكران فيلم « قرمز

» در تابستان سال 1378 و با فروش فوق العاده اين فيلم، نيكي

كريمي، ستاره سينماي ايران احساس خطر كرد. او دانست كه ديگر اين

لقب در اختيار او نيست.

 

اما او در این سال به خاطر بازي در فيلم دوزن جايزه بهترين بازيگر

زن را از جشنواره تائورمينا (ايتاليا، 1999) دريافت كرد. در آن سالها

كريمي در فيلمهاي نچندان قابل قبول « بازيگر » (محمدعلي سجادي،

1377) و « سيب سرخ حوا » (سعيد اسدي، 1378- 1377) بازي

كرد. اما با بازي در فيلمهاي خوب و قابل قبول « دختران انتظار

» (رحمان رضايي، 1378) و بخصوص در « نسل سوخته » (رسول

ملاقلي پور، 1378) نشان داد كه همچنان مي خواهد يك ستاره بماند.

اصرار عباس كيارستمي براي بازي در فيلم « نيمه پنهان » كه

داستانش را خود نيكي كريمي به تهمينه ميلاني پيشنهاد كرده بود، بار

ديگر يك بازي ماندگار در كارنامه نيكي كريمي بر جاي گذاشت و باري

ديگر حسرت بدست آوردن سيمرغ بلورين را در دل اما او براي بازي در

فيلم نيمه پنهان از بيست و پنجمين جشنواره فيلم قاهره جايزه بهترين

بازيگر را دريافت كرد. كريمي در سال 1381 و زماني كه تجربه

كارگرداني يك فيلم مستند - « داشتن و نداشتن » (1380) - را داشت،

در سه فيلم بازي كرد: « ديوانه اي از قفس پريد » (احمدرضا معتمدي)،

« بر باد رفته » (صدرا عبدالهي) و « واكنش پنجم » (تهمينه ميلاني).

فيلمهاي اول و سوم در جشنواره بيست و يكم فيلم فجر حضور داشتند.

شايد براي اولين بار بود كه قبل از شروع جشنواره اكثريت مي دانستند

كه نيكي كريمي جايزه خواهد گرفت. در سالي كه شايد نيكي كريمي علي

رغم بازيهاي خوبش شايسته دريافت جايزه نبود، سيمرغ به او رسيد.

و اينبار نوبت به ستاره از راه رسيده اي بود كه در حسرت جايزه بماند:

« هانيه توسلي » (شبهاي روشن، فرزاد مؤتمن). نيكي كريمي در سال

1382 در يك فيلم بازي كرد: « باج خور » (فرزاد مؤتمن). در سال

1383 اولین فیلم بلند او « یک شب » که در این فیلم هانیه توسلی

ایفای نقش اول است کارگردانی کرد، این فیلم در جشنواره کن حضور

داشت. او در این سال تنها در یک فیلم که با امین تارخ همبازی است به

نام « پرونده هاوانا » (علیرضا رئیسیان،1383) بازی کرد. شاید

امسال یکی از بهترین سالهای دوران نیکی کریمی باشد. او امسال یکی

از اعضای هیت داوران جشنواره لوکارنو بود و فیلم او در جشنواره

های مختلف شرکت کرد. او امسال در فیلم « ستاره ها » (فریدون

جیرانی, 1384) در کنار بزرگان سینما ایفای نقش کرده که در جشنواره

فجر امسال شرکت می کند. او همچنین در فیلم « نوک برج » (کیومرث

پوراحمد) در کنار محمدرضا فروتن همبازی بود که فیلم، فروش نسبتا

خوبی داشت.

 

افتخارات و جوایزهای نیکی کریمی

نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم عروس

نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم پری

نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم سارا

نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم روانی

تقدیر از بازیگر نقش اول زن برای فیلم دو زن

بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلمهای واکنش پنجم و دیوانه ای از

قفس پرید

صدف سیمین به بازیگر نقش اول زن از جشنواره سن سپاستین برای

فیلم سارا

بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره نانت فرانسه برای فیلم سارا

بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره تائورمینا برای فیلم دو زن

بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره قاهره برای فیلم نیمه پنهان

و...

 

فیلمشناسی نیکی کریمی ( بازیگر )

وسوسه (جمشيد حيدري، 1368) * بازی متوسط

عروس (بهروز افخمي، 1369) * بازی خوب

ردپاي گرگ (مسعود كيميايي، 71 - 1370) * بازی متوسط

سارا (داريوش مهرجويي، 1371) * بازی خیلی خوب

پري (داريوش مهرجويي، 1373) * بازی خیلی خوب

بوي پيراهن يوسف (ابراهيم حاتمي كيا، 1374) * بازی خوب

سايه به سايه (علي ژكان، 1374) * بازی متوسط

برج مينو (ابراهيم حاتمي كيا، 1374) * بازی خوب

رواني (داريوش فرهنگ، 1376) * بازی خوب

جهان پهلوان تختي (بهروز افخمي، 1376) * بازی متوسط

بازيگر (محمدعلي سجادي، 1377) * بازی متوسط

دوزن (تهمينه ميلاني، 1377) * بازی خیلی خوب

سيب سرخ حوا (سعيد اسدي، 78 - 1377) * بازی متوسط

دختران انتظار (رحمان رضايي، 1378) * بازی متوسط

نسل سوخته (رسول ملاقلي پور، 1378) * بازی خوب

هزاران زن مثل من (رضا كريمي، 79 - 1378) * بازی متوسط

نيمه پنهان (تهمينه ميلاني، 1379) * بازی خوب

ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 81 - 1380) * بازی خیلی

خوب

بر باد رفته (صدرا عبداللهي، 1381) * بازی خوب

واكنش پنجم (تهمينه ميلاني، 1381) * بازی خیلی خوب

باج خور (فرزاد مؤتمن، 1382) * بازی خوب

نوك برج (كيومرث پوراحمد، 1384) * بازی خوب

پرونده هاوانا (عليرضا رئيسيان، 1384) ........

ستاره ها (فريدون جيراني، 1384) ........

 

فیلمشناسی نیکی کریمی ( کارگردان )

داشتن و نداشتن (مستند، 1381) * کارگردانی خوب

يك شب (سينمايي، 1383) * کارگردانی خوب

 



فرزین

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/01/27ساعت 20:25  توسط فرزین  | 
 

نام كامل:ROWAN SEBASTIAN ATKINSON
 

تاريخ تولد:6 ژانويه 1955.
 

محل تولد:نيوكاسل انگليس.
 

شغل:بازيگر،كمدين،نويسنده.
 

تحصيلات:مهندسي الكترونيك از دانشگاه نيوكاسل و آكسفورد.
 
 
قد:183 سانتي متر.
 

پدر:ERIC ATKINSOشغل : كشاورز
 

مادر:ELLA MAY ATKINSON
 

برادرها:RYBERT-RODNEY
 

همسر:SUENTRA SASTRY--
 

پسر:BENJAMIN

دختر:LILY
 
 
جوايز دريافتي
 
 
BRIT ACADEMY AWARDS
 

OLIVIER THEATRE AWARDS
 
 

شغل:آرايشگر و گريمور---ازدواج:1990
 
 
علت شهرت:MR.BEAN
 
 
سريالهاي تلويزيوني
  
The Secret Policeman's Ball (1979)
 

Not the Nine O'Clock News (1979-1982)
 

Blackadder (1983, 1986-89)
 

Mr. Bean (1989-1995, 2002)
 

Funny Business (1992)
 
 

The Thin Blue Line (1995-96)


the Comic Relief Red Nose Day telecasts ( 1999)
 

 
 
فيلمهاي سينمايي:
 
 
Never Say Never Again (1983)
 

The Appointments of Dennis Jennings (1989)
 
 

The Tall Guy (1989)
 

The Witches (1990)
 
 

Hot Shots! Part Deux (1993)
 

Four Weddings and a Funeral (1994)
 

The Lion King (1994)
 

Bean (1997)
 

Rat Race (2001)
 

Scooby-Doo (2002)
 

Johnny English (2003)


Love Actually (2003)

 
 
 
* وي در دوران دبستان با توني بلر هم كلاسي بوده است.
 

* وي از سال 1979 فعاليت هنري خود را آغاز كرد.
 

* وي از كودكي دچار لكنت زبان ميباشد.وي قادر به تلفظ صحيح حرف
 
 
 B  نميباشد.
 

* وي صاحب چندين اتوموبيل ريسر و اسپورت ميباشد.تفريح و
 
 
سرگرمي وي مسابقات
 
 
 اتومبيل راني سرعت
 
 
  ميباشد.وي در اين زمينه مهارت زيادي نيز داراست
 
 
    * وي همچنين براي  يك مجله ماشين مطلب مينويسد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فرزین
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/23ساعت 21:6  توسط فرزین  | 
 

نوانديش- روز يكشنبه پنجم ماه مارس برابر با ۱۴ اسفند ماه هفتاد و هشتمين

مراسم اهداى جوايز اسكار در لس آنجلس برگزار می‌شود، جايزه‌ای که برخلاف

شمارى از جوايزى سينمايى ديگر با جايزه‌ای نقدى توام نيست، اما می‌تواند براى

برندگان پلى باشد براى رسيدن به شهرت و طبيعتا پول بيشتر.

به گزارش "نوانديش" به نقل از دويچه وله جايزه‌ای كه از سال ۱۹۲۹ تا به

حال، هر سال از طرف آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى آمريكا موسوم به آكادمى

"اسكار" اهدا می‌گردد، يكى از معروفترين و جذابترين جوايز سينمايى دنياست،

اما قديمی‌ترين جايزه سينمايى آمريكا نيست.

پيشكسوت اين عرصه در آمريكا، جايزه‌ای بود كه براى نخستين بار در سال

۱۹۲۰، يعنى ۹ سال پيش از اعطاى اولين جوايز اسكار، از طرف مجله

Fotoplay اهدا شد. اين جايزه، به غير از سال‌هاى جنگ جهانى دوم، تا سال

۱۹۶۸ برقرار بود، اما با توجه به اهميت و اعتبار روزافزون جايزه اسكار، با

گذشته زمان رنگ باخت و سرانجام در اواخر دهه شصت ميلادى از صحنه محو

شد. البته در كنار اسكار، جوايز سينمايى ديگرى نيز در آمريكا اعطا می‌گردند كه

در ميان آنها می‌توان به جايزه معتبر "گلدن گلوب" اشاره كرد.

براى اينكه فيلمى بتواند نامزد دريافت جايزه اسكار شود، بايد بين اول ژانويه تا

۳۱ دسامبر سال در يكى از سينماهاى لس‌آنجلس دست كم به مدت يك هفته روى

پرده باشد. هر فيلمى كه اين شرط را برآورده كند، بطور خودكار در فهرست آكادمى

علوم و هنرهاى سينمايى آمريكا ثبت می‌گردد.

اواخر ماه ژانويه هر سال فهرست تمامى فيلم‌هاى ثبت شده، به صنف‌هاى مختلف

آكادمى اسكار ارسال می‌شود، بطوريكه مثلا هنرپيشه‌هاى عضو آكادمى دراين‌باره

راى گيرى می‌كنند كه چه هنرپيشگانى در رشته بهترين بازيگران نقش‌هاى اول و

دوم كانديدا شوند. كسانى كه خود در رشته تدوين و فيلمنامه نويسى فعاليت دارند،

درباره تعيين نامزدهاى جايزه اسكار براى بهترين تدوين تصميم‌گيرى می‌كنند، الى

آخر.

بعد از اين كه تمامى آرا به آكادمى پس فرستاده شد، نامزدهاى جوايز اسكار در رشته‌هاى

مختلف در برنامه‌ای رسمى در تلويزيون اعلام می‌گردند. بعد از اين مرحله برگه‌هاى راى به

تمامى اعضاى آكادمى اسكار فرستاده می‌شود، به اين معنى كه هر عضو می‌تواند برخلاف

مرحله اول در همه رشته‌ها راى دهد.

به موازات اين جريانات استوديوهاى سينمايى تبليغات گسترده‌ای به راه می‌ندازند،

اکران‌هايى ويژه برگزار می‌کنند و دى وى دى محصولاتشان را به کسانى که جزو راى

دهندگان هستند می‌فرستند تا نظر آنها را جلب کنند. در اين مرحله استوديوهاى سينمايى

پولهاى کلانى براى تبليغ فيلم‌هايى که شانس موفقيت دارند، خرج می‌کنند، چرا كه همگى

در پى يک هدف هستند: شکار جايزه اسکار.

اعضاى آکادمى اسکار دو هفته وقت دارند که برگه‌هاى راى را پس بفرستند و طبيعى است

كه هيچ کنترلى هم وجود ندارد که آيا راى دهندگان واقعا هم فيلم‌هاى مورد نظر و نامزد

شده براى کسب جايزه اسکار را ديده‌اند يا نه.

مرحله بعد شمارش آراى ارسالى است كه معمولا تا روزهاى پيش از برگزارى مراسم

اهداى اسکار طول می‌کشد و نتيجه آن هم بى‌شباهت به اسرار مهم مملکتى نيست. علت اين

امر آن است كه در سال ۱۹۴۰ روزنامه لس‌آنجلس تايمز به نتيجه راى گيرى دست پيدا

کرده و اسامى برندگان را پيش از برگزارى مراسم رسمى منتشر کرده بود.

اما گذشته از اين مسئله، شيوه راى گيرى و انتخاب برندگان اسکار به خصوص در

دهه‌هاى گذشته بحث‌هاى فراوانى را برانگيخته است. استوديوهاى بزرگ سينمايى هميشه

با اين ظن و اتهام روبرو بوده‌اند که بر کم و کيف راى‌گيرى اعمال نفوذ می‌کنند، چرا که

معمولا با هنرمندان عضو آکادمى اسکار قرارداد فيلم بسته‌اند. البته اين قضيه تا به حال

ثابت نشده و در همان سطح ظن و ترديد باقى مانده است.

در طى دهه‌هاى گذشته شمار رشته‌هايى که در آنها جايزه اسکار اعطا می‌گردد، تغييراتى

را به چشم ديده است. اولين مراسم توزيع جوايز اسكار در سال ۱۹۲۹ مجموعا ۹ رشته

را در بر می‌گرفت، در حاليكه كه در مراسم امسال، در بيست و يك رشته جايزه اعطا

می‌شود. بد نيست به اين اشاره بكنيم كه جايزه اسکار بهترين بازيگران نقش دوم زن و

مرد براى اولين بار در سال ۱۹۳۶ داده شد. در سال ۱۹۵۶، يعنى ۲۰ بعد، جايزه بهترين

فيلم خارجِى يا به عبارتى غيرانگليسى زبان اهدا شد و در سال ۲۰۰۱ جايزه اسکار بهترين

فيلم انيمشين به رشته‌هاى موجود اضافه شد.

۲۱ رشته مراسم امسال عبارتند از: بهترين فيلم، بهترين كارگردانى، بهترين بازيگر نقش

اول مرد، بهترين بازيگر نقش اول زن، بهترين فيلمنامه اوژينال يا اصلی، بهترين فيلمنامه

اقتباسی، بهترين بازيگر نقش دوم مرد، بهترين بازيگر نقش دوم زن، بهترين فيلم

غيرانگليسى زبان، بهترين فيلمبرداری، بهترين تدوين، بهترين موسيقى متن، بهترين ترانه،

بهترين تدوين صدا، بهترين صداگذاری، بهترين جلوه‌هاى ويژه، بهترين فيلم مستند،

بهترين طراحى هنری، بهترين طراحى لباس، بهترين چهره پردازى و بالاخره بهترين فيلم

انيميشن.

در طول دهه‌هاى گذشته، نه تنها شمار رشته‌هاى اسكار افزايش پيدا كرده، بلكه خود

مراسم توزيع جوايز هم دستخوش تحولاتى اساسى شده است. اين مراسم تا سال ۱۹۴۳

بيشتر به محفلى خانوادگى شبيه بود تا اينکه "والتر واگنر" رييس آکادمى اسکار در آن

زمان به پيشنهاد "بتى ديويس" يکى از ستارگان بزرگ‌هاليوود تصميم گرفت که به مراسم

اسکار، بعدى عمومى ببخشد.

از آن زمان تا به حال اين سنت ادامه داشته و مراسم اهداى جوايز اسکار، در کنار

رويدادهاى بزرگ ورزشی، از رويداهاى مهم رسانه‌ای جهان به شمار می‌آيد. البته از سال

۱۹۳۲ به بعد، گوشه‌هايى از مراسم اسکار بطور زنده و سراسرى در راديو پخش می‌شد،

اما در سال ۱۹۵۴ بود که اين مراسم براى اولين بار بطور کامل به گوش شنونده‌ها در

سراسر آمريکا رسيد و همين مسئله باعث افزايش شهرت و محبوبيت جايزه اسکار شد.

عليرغم آنكه در اواخر دهه چهل ميلادى، تلويزيون رقيب جدى سينما و صنعت فيلمسازى

تلقى می‌شد، اما آکادمى اسکار نتوانست مدت زيادى درهاى خود را به روى اين رسانه

پرشتاب ببندد. در کنار مسايل تبليغاتی، مسئله پول هم مطرح بود، چون درآمدهاى بدست آ

مده از طريق فروش حق پخش راديويى مراسم، توان تامين هزينه‌هاى آکادمى اسکار را

نداشت. گردانندگان آکادمى در سال ۱۹۵۳ تصميم گرفتند که حق پخش مستقيم مراسم

اهداى اسکار از طريق تلويزيون را در ازاى دريافت يکصد هزار دلار به شبکه ان بى سى

واگذار کنند. البته اين مراسم در اين دوران به شويى جهانى بدل شده و تا يک ميليارد

بيننده در سراسر جهان دارد.

فروش حق پخش تلويزيونى اين مراسم کماکان مهمترين منبع درآمد آکادمى علوم و

هنرهاى سينمايى آمريکا است، اگرچه ابعاد آن نسبت به گذشته بسيار تغيير کرده. در حال

حاضر آکادمى اسکار قراردادى با شبکه تلويزيونى‌ ای بى سى دارد که تا سال ۲۰۰۸

معتبر است. طبق اين قرارداد شبکه ‌ای بى سى هر سال ۳۷ ميليون دلار به خاطر پخش

زنده اين مراسم می‌پردازد، البته اين حق را هم دارد که در حين مراسم پيام‌هاى بازرگانى

پخش کند.

شرکت‌هايى که مايلند، تبليغاتشان در حين مراسم اسکار پخش شود، بايد در ازاى هر ۳۰

ثانيه تبليغ بيش از يک مليون دلار بپردازند. همانطور که اشاره شد، خود آکادمى اسکار

مبلغ ۳۷ ميليون دلار دريافت می‌کند که بخش اعظم آن صرف تامين هزينه‌هاى اين آکادمى

می‌شود، اما در نهايت برايش هر سال به طور متوسط ۱۵ ميليون دلار سود خالص باقى

می‌ماند.

جايزه اسکار از چند جهت براى هنرمندان و دست اندکاران عالم فيلم و سينما جذاب است و

بسيارى دريافت آن را حتى نقطه اوج فعاليت هنريشان می‌دانند. اين مسئله شايد از اينجا

سرچشمه می‌گيرد که برنده جايزه اسکار برخلاف خيلى از جوايز سينمايى ديگر، از طرف

منتقدان فيلم انتخاب نمی‌شوند، بلکه اين خود هنرپيشگان، کارگردانان، تدوين كنندگان و در

يک کلام خود همکاران هنرمند هستند که برنده اين جايزه معتبر را برمی‌گزينند.

افزون بر اين تاثيرات مالى اسكار را هم نبايد ناديده گرفت. بنابر پژوهش‌هاى انجام شده،

فيلم‌هايى که موفق به دريافت جايزه اسکار شده‌اند، به ويژه فيلمى که به‌عنوان بهترين فيلم

سال برگزيده شده، هميشه توانسته‌اند ميزان فروش خود را را بالا ببرند. از طرف ديگر

بازيگرانى که اسکار گرفته و يا حتى نامزد دريافت اسکار شده‌اند، نه تنها شهرت و

محبوبيت كه سطح درآمد آنها نيز افزايش يافته است.

جوايز اسکار، تاريخى ۷۶ ساله را پشت سر گذاشته و امروز به جزيى جدايى ناپذير از

فرهنگ آمريکا بدل شده‌اند. کمتر علاقمندى به فيلم و سينما در دنيا وجود دارد که به

مراسم اهداى جوايز اسکار بى‌توجهى و بى‌اعتنا باشد.

بد نيست به اين هم اشاره کنيم که اعضاى آکادمى اسکار هميشه با منتقدان همصدا و

همنظر نبوده و درمواردى فيلم و يا هنرمندى را به‌عنوان بهترين برگزيده‌اند که شايد از ديد

منتقدان فيلم سزوار اين جايزه نبوده است.

در خيلى از موارد فيلم‌هاى محبوب موفق بوده‌اند، اما مواردى هم پيش آمده که فيلم‌هايى

که شانس چندانى براى کسب اسکار نداشته‌اند، رقباى بزرگ خود را پشت سر گذاشته و

پيروز ميدان را ترک کرده‌اند. در مراسم اهداى جوايز اسکار همه چيز وجود دارد:

هنرنمايی، خودنمايى و زرق و برق، اشک و لبخند، ابراز احساسات واقعى و يا ظاهرى و

انتخاب برنده‌ای که هيچکس حتى فکرش را هم نمی‌کرد. و شايد هم جايزه اسکار به همين

خاطره که معجونى است فريبا و جذاب.

http://www.noandish.com

فرزین۱۷ فروردین


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/01/17ساعت 13:16  توسط فرزین  |